گرمی دستهایی که دستهایت را می گیرند
و سردی عرقی که تنم رو می لرزونه
آخه تمام عمرت رو آفتاب مهتاب ندیده بودی
ولی خجالت می کشی بگی
که مرا به روانم لمس و نوازش کن
نه به جسمم
که من از قلقک جنسیتم نفرت دارم
و برایم
فاصله عشق و نفرت مویی است
زنی که خدا آفریده را بی نهایت دوست دارم..پر است از زیبایی و ظرافت ولطافت.. اما زنانگی ای که جامعه برایم ساخته را دوست ندارم..پراست از محدودیت و بدبختی !!
زنی که خدا آفریده را بی نهایت دوست دارم..پر است از زیبایی و ظرافت ولطافت.. اما زنانگی ای که جامعه برایم ساخته را دوست ندارم..پراست از محدودیت و بدبختی !!